آدرس میمون بی مغز

brainless.monkey@gmail.com

شنبه، بهمن ۱۱

حرف ناشنیده بیسیمچی بی زبون

عصبانيت (اضطراب) را در صحبت شما مي‌بينم، اما فحواي كلام شما را درك نمي‌كنم.


هملت


Full metal jacket رو ديدي؟ اون كه آشغاله! اين فيلماي جنگي ايراني رو ديديد؟ آخ ماهه! من تو فهميدن رمزاشون مخم گوزيده:


- (فش فش) سيد، سيد، قاسم (فش فش)


- (فش فش) شنيدم، بگو سيد جان (فش فش)


- (فش فش) قاسم جان اينجا كركسها بدجور به سقف ما نوك مي‌زنن. (فش فش)


- (فش فش) سيد جان تحمل كن الانه كه كفتر چايي ها برسن. (فش فش)


- (فش فش) قاسم جان نصف بيشتر كربلايي ها حسيني شدن (هق هق)


- (فش فش) يا ابلفضل ... اجرتون با يك دست، صبر كنين الان نخود مي‌فرستيم. (زر زر)


- (فش فش) نخود ديگه فايد نداره، حاجي لباس عروسي پوشيده ...(فرت فرت)


- (هق هق) باشه پس الان يه بار نارنگي براتون ليز ميد‌م بياد.(فش فش)


- (بوم بوم) زحمت نكش قاسم جان بقيه پروانه‌ها هم بال در آوردن(هاي هاي)


- (قرت قرت) صدات چرا كم شد؟ (شورت شورت)


- (هار هار) آخه دستم ابولفضلي شد. يه كاري كن. (آخ آخ)


- (هي هي) باشه. پس با من بخون ... اشهد و ان ...(فش فش)


فكر نكنين چه آدم گهيه با آدمهايي كه به اون بدي مردن شوخي مي‌كنه. من هر وقت مي‌شنوم كه براي خنثي كردن بمب از يه آدم استفاده كردن دلم مي‌خواد دو تا كون داشتم يكيشو جر مي‌دادم حرصم خالي مي‌شد. ولي خوب دو تا نيمكره كه بيشتر ندارم. ولي شوخي ماجرا جاي ديگه‌است. هيچ فكر كردين رمزهايي كه تو فيلمها مي‌ذارن چقدر مسخره‌است. من هميشه دلم خوش بود كه حتما تو جنگ واقعي از اين رمزها كه استفاده نمي كردن. بعدا از يه بيسيمچي واقعي پرسيدم كه نظرت راجع به فيلمهاي جنگي ايراني چيه؟ گفت همه‌چي‌اش خوبه فقط رمزهاي بيسيم كه تو فيلمهاست خيلي پيچيده‌است. رمزه های ما خيلي ساده بودن! خوب بي‌خود نيست كه اونطوري تو جنگ ريديم و بعد هم جام زهر نوشيديم. من نمي‌گم يه سيسم كدينگ رياضي براي رمزتون درست مي‌كردين. مي‌گم يه رمزي مي‌ذاشتين كه يه غريبه براي فهميدنش حداقل 20 ثانيه معطل شه و وقتي هم فهميد از خنده روده بر نشه. شايد اينم يه جور جنگه. دشمنا رو با روده بر كردن از صحنه به در كرد.


حالا 15 سالي كه از اون ماجرا مي‌گذره، توي يكي از پاساژهاي تهران يكي رو ديدم با بيسيم اينطوري حرف مي‌زد.


-(توجه: تمام اتفاقات اين قطعه واقعي است فقط نامها عوض شده)


- (فش فش) حاجي حاجي سيد (فش فش)


- (فيش فيش) سيد بگوشم (فيش فيش)


- (فش فش) دو تا مورد اينجا رويت شدن. (فش فش)


- (به به) هلو ان يا خيار (به به)


- (مممم مممم) خيارن سيد اما به چشم برادري خوب خيارايي هستن (ممممم مممممم)


- (شلپ شلپ) دهنم آب افتاد حاجي جان ... بگو ته‌شون كه تلخ نيست (شلپ شلپ)


- (ملچ ملوچ) مزه كه نكرديم سيد جان ولي به نظر نمي‌ريسه تلخ باشن (چلپ چلپ)


- فـــــــــش فــــــــــــــــــــش) خوب زودتر اعزامشون كنين مركز كه بكنيمشون نصيحت (فيــــــــــــــــــــــش)


حالا اين در حالي بود كه همه اونجا برهنه، نيمه برهنه و تمام برهنه در حال فعاليتهاي جفت يابي بودن و آقايون با يه من ريش دنبال دوتا كودك افغاني. در حاليكه قاچاقچي‌ها داشتن قاچاقشون رو مي فروختن. دزدا دزديشون رو مي‌كردن و كلاهبردارها كلاهاي برداشته رو مي‌فروختن حضرات نيروي انتظام دنبال كي بودن؟


دخترايي كه يه كفش نوك دراز و سر تيز كه يه هوا سرش بالاست پوشيدن، با يه شلوار كوتاه كه دو وجب از ساق نتراشيدشون كه عين پاي مرغ از سرما دون دون شده زيرش معلومه. دماغشون رو هم با نوك كفششون سر بالا ست كردن (شايد هم برعكس). چونكه يه هوا هم چاق شدن دنبه‌ها قلنبه قلنبه از زير روپوش (روپوش كه نه از كوتاهي زير پوش) وغ مي‌زنه تو چشم و خودشون خيال مي‌كنن واي چقدر خوش هيكل شدم.


حالا دختر خانومي كه همچين محترم و آراسته اومده نمي‌دونم چرا پشت چشش رو بنفش و لباش رو قهوه‌اي مي‌كنه تازه دور لبش هم يه خط مي‌كشه (كسي ندونه اين يه جور آرايشه خيال مي‌كنه يارو نشسته يه شكم سير شكلات به روايتي مدفوع خورده دور دهنش رو هم پاك نكرده).


من اصلا آدم دگمي نيستم، هر كي هر جور دلش مي‌خواد بپوشه ولي يه روز كه اونجا بودم سرم رو كردم هوا گفتم: خدايا، يه كار كن من اينها رو درك كنم!


يه دفعه يه رعد وبرق خورد و من شنيدم كه اين خانومي كه اون طوري بود به يه آقايي كه:


با اينكه بي سبيل بود سه سانت و نيم ريش داشت. با اينکه ريش داشت گيس هم داشت. با اينكه مرد بود ولي زير ابرو نداشت (اون كه اشكالي نداشت فك كنم خيلي چيزا نداشت). با اينكه تو تونبونش نريده بود ولي شلوارش داشت از پاش مي‌افتاد. با اينكه ادب نداشت ولي احساس روشنفكري داشت ...


آره ... خانومي كه اونطوري بود به آقايي كه اينطوري بود داشت بي‌سيم ميزد:


- (تيس تيش) باربي باربي جواد (تيس تيش)


- (تس تيس) جواد بگوشم (كيس كيس)


- (ريش ريش) جواد جان كركسها لونه رو خالي كردن؟ (گيس گيس)


- (تف تف) بعله. منم گوشتا رو سيخ كشيدم.(اخ تف)


- (جون جون) پس بريم گوشتا رو بديم گربهه بخوره (جيش جيش).


ولي مي‌گن آخه تو فكرت منحرفه. بدبخت پسي‌ميست بدبين! تو بجاي نيمكره‌هاي مغزت، نيمكره‌هاي باسنت دارن برات فكر مي‌كنن. چرا بد مي‌بيني؟ مردم آزادن كه هر جوري ميخوان لباس بپوشن. به هركي هم كه دلشون مي‌خواد بيسيم بزنن. حالا فشفش نه تيشفش. يكي پالتو مي‌پوشه، يكي شالگردن يكي هم مث تو همه سال سينوزيته!


ولي من چي مي‌گم: من مي‌گم نه بابا من از هيچ كدوم اينا حرصم نمي‌گيره. حرصم نمي‌گيره كه چرا يكي اونطوري لباس مي‌پوشه يكي اينطوري دنبالش مي‌افته. حرصم مي‌گيره كه چرا وقتي اين دوتا اينطورين يه عده به اين دوتا حسوديشون ميشه. مثلا ازجمله خود آقايون نيروي انتظامي كه حسوديشون مي‌شه كه چرا اين آقاهه كه يه سبيل و خيلي چيزاي ديگه از ما كمتر داره هلو انجيري مي‌خوره در حالي كه ما كدو حلوايي هم هر دو هفته يكبار گيرمون نمي‌آد. يه سري زشت گرگدن كه به هيچ ترتيب خوشگل نمي‌شن پناه مي‌برن به چادر و پنبه غير چادري‌ها رو مي‌زنن. يه عده سيبلوي-غيرتي-زن طلاق مي‌دون تو تلويزيون برنامه ضد زن يا فمينيستي درست مي‌كنن. يه عده ...چي بگم. اونوقت اون گروه به جون اين گروه مي‌افتن. يه عده مي‌گن آزادي يه عده مي‌گن برابري يه عده مي‌گن فساد اجتماعي يه عده مي‌گن انحراف جنسي يه عده هم به انواع و اقسام مصاديق خود‌ارضايي مشغولن. منم بايد وبلاگ بنويسم. همه انرژي‌هامون هدر مي‌ره و آخرش پير و ضعيف و منحني مي‌شيم و كور وكچل و انگل اجتماع. پس ...


- (فيش فيش) ميمون ميمون رفقا ...فيــــــــــــــــــــــــــــــــش


ارسال یک نظر