آدرس میمون بی مغز

brainless.monkey@gmail.com

پنجشنبه، بهمن ۲۳

با تشکر از جشنواره فیلم فجر

شخصی با بخاری گفت که مدتهاست که جماع نمی‌کنم. گفت ای جان برادر چون نمی‌کنی، باری می‌ده تا صنعت به يکبارگی فراموش نکنی.


عبيد زاکانی


به سبک همه هنرمندا و دانشمندا که چيزايی که بهشون می‌دن تقديم می‌کنن و بعدش از همه تشکر می‌کنن منم لازمه که از اختتاميه جشنواره فيلم فجر نهايت تشکر رو بکنم چونکه مدتی بود اينقدر نخنديده بودم. اين تشکرات خصوصا بايد خدمت اين عزيزان صادر بشه:


اول از همه از آقای مجيد مجيدی تشکر می‌کنم که آقای رضا ناجی را بعد از چهل سال دلپيچه پيدا کردن که خوشبختانه تونست خوب به استمنائيه فرج فيلم امسال برينه و ما رو بخندونه. در همين راستا (راستا با تلفظ حزب الله لبنان) از هيات داوران تشکر می‌کنم که فقط دیپلم افتخار به رضا ناجی داد. چون که همين‌ طوريش يه مقاربت خفيفی با آقا روی صحنه کرد وای به حال اينکه سيمرغ بلورين می‌گرفت، حتما روی سن به بازيگر پيش‌کسوت کشورمون نصيريان خشک خشک تجاوز به عنف می‌کرد و بکارت چندين ساله ايشونو بر می‌داشت.


دوم بايد از آقای بهنام عزيز تشکر کنم که با تشکر کردن از همسر همه هنرمندان پوز مستهجن‌ترين فحشی که بلد بودم زد. البته بجای اين کار می‌تونست به طور کلی بگه ننه همتون رو ... ولی خوب هنری تر گفت. جای اون داره که به پاس اين کارشون از ننه‌شون تشکر کنيم!


سوم و آخر بايد از هيات برگزار کنندگان اين جشنواره بخاطر حسن مديريتشون تشکر کنم که با برنامه ريزی دقيقشون درس مديريت به ما دادن. يکی از بهترين چشمه‌های اينها وقتی بود که می‌خواستن جايزه فيلم گاو خونی رو اعلام کنن. از بين يک دوجين عرب و ترک و فارس که پروفسور تلفظ هجاهای عجيب غريبن، جايزه گاو خونی رو دادن به يه فرانسوی‌الاصل اعلام کنه که نه می‌تونه گ بگه نه خ و نه واو. البته خودتون واقفين که اگه عربه اشتباهی بجای گ می‌گفت کاف چقدر بد می‌شد. از طرفی به هوش و درايت داور فرانسوی اين معذل هم رفع شد. چون اسم فيلم برنده رو گاو کونی اعلام کرد که صد البته اشتباه نبود، چونکه اگه يه نفر توی جمعيت بود که هم از نظر فيلمسازی گاو بود و هم از نظر سياست کونی، کسی نبود جز بهروز افخمی.


تراژدی جوايز جناب عسگرپور هم کم با نمک نبود. و متستحق يه تشکر از مديران فارابی است. مدير امسالی به مدير پارسالی که قراره سال ديگه مدير بشه دو تا جايزه می‌ده. بعد آقا سه قرت و نيم طلبکار و عصبانی (نمی‌دونم از چی؟) می‌رن بالای سن می‌گن جايزه گرفتن سخت تر از دادنه. آره عزيز جون همه کار از دادن سخت تره! ولی يه نصيحت برای همه شما مديران جديد و قديم از قول مولانا عبيد عزيز دارم: باری کون دهيد تا صنعت به يکبارگی فراموش نکنيد!


در آخر اين پست رو به همسر همه وبلاگ نويسان کشورمون تقديم می‌کنم.

ارسال یک نظر