آدرس میمون بی مغز

brainless.monkey@gmail.com

سه‌شنبه، فروردین ۳۰

مبارزان پیروز نوروز

متاسفانه امسال مراسم نوروز رو اونطوری که باید و شاید به جا نیاوردیم. ولی ایشالا سال دیگه از سه ماه مونده به عید خرید عید رو شروع می کنیم. مغازه های بیشتری رو سر می زنیم. با ولع و شهوت به بازارها حمله می کنیم. سال دیگه حتی یه شورت شندره هم توی بازار نمی ذاریم بمونه. صد تا کفش پرو می کنیم. به هر مانتویی دست می مالیم . لنگ تو پاچه همه شلوارهای بازار می کنیم. شورت اندازه کونمان را پیدا می کنیم.
سال دیگه شب چهار شنبه سوری بمب ناپالم زیر پای دختر های محله می اندازیم. موشک اگزوست هوا می کنیم. با خود سوزی به ارگاسم می رسیم.
سال دیگه کف خونمون رو با بتادین پاستوریزه می کنیم. پرده های خونمون رو با اسید سولفوریک گرم و غلیط می شوریم. مستراحمامون رو لیس می زنیم. دیوارها رو با بولدوزر و وایتکس می سابیم.
سال دیگه صد ملیون بار می گیم ... یا مهوع الحال والحوال.
سال دیگه صدکیلو از این شیرینی خشک -ریز -مهوع ها می خریم. صد ملیون بوس سه تایی همجنسخواهانه می کنیم و از زور لبخند الکی جر می دیم دهنمون رو از هر دو طرف.
سال دیگه روزی صد تا فیلم سانسور شده یه دقیقه ای تماشا می کنیم که توشون هلن دختر آگاممنونه و هر زنی خواهر اونیه که حشری تر نیگاش می کنه.
سال دیگه سیزده روز عید رو به سیصدو سیزده شهر مسافرت می ریم که برای رسیدن به هر کدوم صد ساعت تو ترافیک گیر می کنیم.
سال دیگه به مبارکی سیزده روز عید و به کوری بابا مامان که توی ترافیک دارن برای امتحان ثلث سوم ریاضیات تخصصی آشپزی ترم سه ی دانشگاه نیمه گایشی شبانه دعا می کنن، برای سومین بار متوالی ازاله بکارتمون رو با گریه هیستریک با دوست پسرمون جشن می گیریم.
سال دیگه هفسین می چینیم...اوووه صد تا سین داشته باشه و یه نهنگ قاتل توی تنگ.
سال دیگه یه دختر نکرده تو راسته ستارخان تا خانی آباد نو نمی ذاریم.
سال دیگه سیزده به در از 3 صبح راه می افتیم. سی و پنج جور آش درست می کنیم و به قول تلویزیون با طبیعت سبز مقاربت می کنیم.(گفتن سیزده به در اینقدر کفره؟).
سال دیگه به نصیحتهای سردار طلایی و مسی و نقره ای گوش می کنیم.
سال دیگه حتی عید دیدنی دوستای عمه ی همسایمون هم می ریم.
سال دیگه به همه مردم دنیا ای-میل سال نو مبارک می زنیم.
سال دیگه ... آخ سال دیگه ...
سال دیگه بهتر از امسال می شه.
سال دیگه شب سیزده که عرق کرده و خسته و خاک آلود خوابیدیم، به خودمون می گیم که ناراحت نباش فرداصبح، سر کار صبحانه رو که خوردیم، می شینیم یه برنامه می ریزیم که سال دیگه خوب برگزار شه.

پاورقی ها
بوس سه تایی فلسفه اش اینکه که اگه یه میکروب بی ناموس ضعیفی هم تو دهنمون هست که عرضه حمله نداره حتما فرصت پیدا کنه.
چهارشنبه سوری: علیرغم همه این داستانهای دراز و کوتاهی که درباره رگ و ریشه این سه شنبه می گن من هنوز نمی فهمم این روز جنون ملی رو چرا چهارشنبه اسم گذاشتن. از اون عجیب تر اصرار 26 سال اخیر مومنین و مومنات برای به زبون نیاوردن این اسم بی مسماست.
سینزده به در: حالا چهارشنبه سوری تو دهن مجری های تلویزیون نمی چرخه. دیگه چه اصراریه انواع جملات بی ربط رو به سیزده ببندیم فقط اون چیزی رو که همه می گن نگیم.
ارسال یک نظر