آدرس میمون بی مغز

brainless.monkey@gmail.com

دوشنبه، شهریور ۱

لزوم یادگرفتن شنا


شنیدم که می گفتن راه دیگه ای وجود نداره. می گفتن با این حال آخر کارشونه. سه روز یا سه ماه یا سه قرن یا همین حدودها بیشتر نمونده. شنیدم که می گفتن رهبر بزرگ با لباس سفید بلند یا سیاه کوتاه یا لخت جلو راه می افته و دنبالش مردها و زنها و بچه ها و سگ ها و آخوندها ادامه می دن . بعضی ها هم می گفتن نه، زنها و مردها و بچه ها و سگ ها و سبزیجات دنبالش راه می افتن. بعضی ها می گفتن اون سگه همون سگ الله، گربه امام راحله که از چاه فاضلاب مسجد ولی العصر نیویورک یا شاید هم جمکران قم نزول می کنه و صاحب جان و مال و ناموس خلق خدا می شه و حضورش همان و اعطلای حقوق بشر و زن و میمون همان. نشون به نشونی اون رایی که هیچکی ندید، بشر و زن و میمون همگی انتخابش کردن. البته این رو هم بگم که  بعضی ها می گفتن نزول نمی کنه صعود می کنه. البته کاملاً قابل باوره چون از چاه که نمی شه نزول کرد. حتی حضور هم به سختی می شه کرد بیشتر باید ظهور کرد. دروغ چرا من هم صد بار پیش خودم گفتم خدا کنه خدا کنه خدا کنه خدا کنه خدا کنه خدا کنه  از دست این پدرسگها خلاص بشیم، آخه دیگه چیزی نمونده که سطح گه اونقدر بالا بیاد که خفه بشیم. حالا تنها چیزی که اهمیت داره اینکه که بشه نفس کشید، اهمیت نداره اگه حتی گربه خدا تنفس دهان-به-دهان بده. ولی چشمم آب نمی خوره چون خدایی وجود نداره، اگه هم داره گربه نداره. اگه هم داشته باشه، برای خدای بخشنده مهربان با پنج جلد کتاب آسمانی و سه من ک... و خا... که گربه با گربه فرق نمی کنه که یکی رو گربه خودش بکنه و بقیه رو کیش بکنه. حالا گیریم که خدا باشه، تبارک و تعالی هم باشه، گربه ای هم داشته باشه، اون آزادی که گربه خدایی که بین گربه ها فرق می ذراه برپا کنه، به درد شاش کردن هم نمی خوره. با اینحال خدا وجود نداره و به جای توسل بهتره بریم شنا یادبگیریم.
ارسال یک نظر